متفکرمحوری و نقش آن در تولید و تکامل علوم انسانی

متفکرمحوری و نقش آن در تولید و تکامل علوم انسانی

جایگاه متفکران نظام‌ساز در زنجیره تولید علم

اساساً سنت تکاملی علم و دانش بر پایه قاعده‌ای استوار است که شاید در فضای علم تجربی، ضرب‌المثل مشهور «اختراع دوباره چرخ» از آن پرده برمی‌دارد. این اصطلاح استعاری از این واقعیت الهام گرفته است که چرخ بر پایه اموری مسلم و نسبتاً بدیهی اختراع شده و از آنجا که نقص تحلیلی و عملیاتی در اصل آن وجود ندارد، هرگونه تلاش برای اختراع دوباره آن بی‌معناست. مخترعان به جای اتلاف وقت و انحراف منابع پژوهشی برای اختراع مجدد چرخ، باید این اختراع را مفروض گرفته و در تکامل آن (مانند تولید چرخ‌های متکامل یا ابزار حمل‌ونقل جدید) کوشش کنند. در چرخه تولید دانش نیز برای حل مسائل، نباید چرخ را از ابتدا اختراع کرد؛ بلکه لازم است دانش‌های انباشته‌شدۀ پیشین و مورد پذیرش جامعه علمی، به عنوان حلقه‌های این زنجیره مفروض گرفته شوند تا در حل مسئله جدید، نیاز به بازبینی نقطه شروع نباشد.

این زنجیره دانش و حرکتِ دوی امدادی اندیشمندان، گاه در یک علم خاص مطرح می‌شود؛ به این معنا که اندیشمندان بر دیوار بلند دانشِ گذشته تکیه می‌کنند. گاهی نیز در سطح کلان، نسبت و تقدم و تأخر علوم بر یکدیگر مطرح می‌گردد؛ یعنی هر علم، مبانی و اصول موضوعه خود را به صورت پیش‌فرض از دانش‌های بالادستی اخذ کرده و بر پایه آن‌ها نظریه‌پردازی می‌کند.

در مسیر توسعه یک علم، اصول و قواعدی که ابتدا به صورت فرض ارائه می‌شوند، رفته‌رفته به مفروضات یقینی و پله‌های صعود برای رسیدن به مرزهای جدید دانش تبدیل می‌گردند. عبور از فرض به اصول خدشه‌ناپذیر، در علوم عقلی از طریق برهان، در علوم تجربی از طریق آزمون یا ابطال‌گرایی، در رویکردهای پراگماتیستی از طریق کارآمدی، و در علوم انسانیِ تفهمی از طریق مقبولیت یک اندیشمند شکل می‌گیرد. بر همین اساس، اصول کلانِ سابق به عنوان یک «مکتب فکری» یا «پارادایم»، منطق اندیشیدن متفکران بعدی را تشکیل داده و بر تبیین و تجویز مسائل آن علم حاکم می‌شود. تحلیل و تجویز برای مسائل اجتماعی انسان در گرو شناخت حیات اجتماعی و خود انسان است، و شناخت انسان نیز به شناخت هستی و جهان گره خورده است. پس نظریه‌پردازی در حوزه مسائل اجتماعی، مستلزم ابتنای آگاهانه یا ناخودآگاه بر مبانی علوم پیشین است.

متفکرمحوری در زنجیره تولید علوم انسانی

با نگاه لایه‌لایه به علوم انسانی و ارتباط آن با علوم مبنایی‌تر، بدیهی است که نمی‌توان فردی را یافت که در شناخت قواعد همه لایه‌های دانش «علامه دهر» باشد. لذا هر نظریه‌پرداز در هر لایه از دانش که صاحب‌نظر است، ضمن پیروی از اصول کلانِ متفکران دانش‌های پایه‌ای‌تر، در علم خود نیز چارچوب مقبولی را که توسط متفکران برجسته ترسیم شده رعایت می‌کند. هر اندیشمند در علوم روبنایی (که در علوم زیربنایی صاحب‌نظر نیست)، تلاش می‌کند از یک صاحب‌نظر مقبول در دانش پایه پیروی کند؛ یعنی مکتب ارائه‌شده توسط یک متفکرِ دارای نظام منسجم را مبنا و مفروض خود قرار دهد. به عنوان مثال، صاحب‌نظر حوزه سیاست، ناخواسته از متفکری برجسته در فلسفه سیاسی پیروی می‌کند و آن فلسفه سیاسی نیز خود بر پایه یک مکتب فلسفی با محوریت یک «فیلسوف نظام‌ساز» استوار است.
در اینجا باید پذیرفت که حرکت و جریان کلی علم (چه در تکامل طولی علوم و چه در توسعه عرضی درون یک علم) بر محور متفکران برجسته شکل می‌گیرد. این متفکران که اصول اساسی علم را بنا کرده و نظامی میان این اصول ترسیم نموده‌اند، اصطلاحاً «متفکران نظام‌ساز» نامیده می‌شوند. بنابراین، شناخت مراحل تکامل علم با التفات به تبارشناسی متفکران نظام‌ساز میسر می‌شود. در این بیان، «متفکرمحوری» به معنای محوریت متفکران نظام‌سازی است که زمینه‌ساز شکل‌گیری مکاتب فکری بر اساس اصول کلان می‌شوند؛ سنتی که هم در نظام علم دینی و هم در نظام علوم انسانی غربی ریشه دارد.

تمایز متفکرمحوری در سنت علوم اسلامی

پذیرش این حد از تکیه بر مفروضات در سنت اسلامی نیازمند تبیین است، زیرا میان الگوی متفکرمحوری در سنت علوم اسلامی و علوم غربی تمایز جدی وجود دارد. در سنت علوم اسلامی، غایت علم «کشف حقیقت و واقعیت» است (جنبه واقع‌نمایی و کاشفیت). این کاشفیت در فلسفه از حکم تکوینی الهی و در فقه از حکم تشریعی الهی پرده برمی‌دارد. به همین جهت، اصول مورد پذیرش، اموری یقینی بوده و ملاک اعتبار آن‌ها تطابق با واقعیت است. در حالی که متفکرمحوری در سنت فکری غرب، به واسطه نسبی‌گرایی معرفتی و فاصله گرفتن از واقعیت، مکاتب نسبی، متکثر و بعضاً متقابلی را تولید کرده است. در نتیجه این تمایز، مکاتب در سنت اسلامی عموماً «مکمل» و در امتداد یکدیگرند؛ به طوری که هر متفکر نظام‌ساز با غواصی به عمق بیشتر، قواعد کامل‌تری را بر پایه اصول متفکر پیشین ارائه می‌کند.


>در این تقریر، متفکرمحوری نه تنها در عرض روش «اجتهاد» نیست، بلکه اجتهاد در سایه آن معنا می‌یابد. پذیرش اصول مکتبی مانند حکمت متعالیه برای شارحان آن، تقلیدی نیست؛ بلکه آن‌ها مجتهدانه وارد گود می‌شوند. تبیین و رفع شبهات توسط فیلسوفان پیشین باعث می‌شود اصول یقینی منقح شده و اندیشه‌های غیریقینی کنار گذاشته شوند تا متفکران بعدی با تکیه بر آن‌ها به تعریف انسان و جامعه بپردازند. در فقه نیز مجتهدان به اصول منقح‌شده ملتزم می‌شوند و چرخ را دوباره اختراع نمی‌کنند. هیچ مجتهدی قواعد استنباطی را که در طول تاریخ استخراج، نقد و خالص شده‌اند، کنار نمی‌گذارد تا به تنهایی از منابع دست‌اول قواعد اولیه بسازد؛ چرا که در اوج نبوغ نیز کاری بیش از نوابغ گذشته از پیش نخواهد برد.

 

متفکرمحوری و نقش آن در تولید و تکامل علوم انسانی

متفکرمحوری به معنای فهم مجتهدانه اصول یک مکتب و امتداد آن در حل مسائل، نه‌تنها با اجتهاد منافاتی ندارد، بلکه مسیر صحیح آن را شکل می‌دهد. به همین دلیل است که مسیر اجتهاد از درس گرفتنِ کتب فقیهان محوری (مثل لمعه، مکاسب و کفایه) تا رسیدن به درس خارج بر مدار شروح و آثار این بزرگان طی می‌شود تا پس از آن، فقیه بتواند برای نیازهای روز استنباط حکم نماید.

متفکرمحوری امری سهل و ممتنع

با بیانی که گذشت، متفکرمحوری امری «سهل و ممتنع» است. سهولت آن به جهت سابقه روشن و حضور پررنگش در سنت علمی و مسیر تکامل علم است، و امتناع (دشواری) آن به دلیل عدم توجه دقیق به اختصاصات و لوازم آن می‌باشد. در محضر بزرگان حوزوی و دانشگاهی، سنت متفکرمحوری امری معهود و دارای قرابت ذهنی است و کلیت آن مورد تأیید است؛ اما با این وجود، دو خلأ اساسی در این مسیر وجود دارد:
اولاً، با وجود سابقه مکتب‌سازی بر مبنای متفکران نظام‌ساز در سنت علوم دینی و علوم انسانی غربی، متأسفانه در نظام دانشگاهی ایران (چه قبل و چه پس از انقلاب)، این سنت و قاعده مبنای تولید و تکامل علوم انسانی قرار نگرفته است.
ثانیاً، امتیاز و برتری «متفکرمحوری در سنت علم اسلامی» نسبت به سنت غربی به روشنی مشخص و تبیین نشده است. لوازم، قواعد و روش‌شناسی این الگو هنوز به صورت یک روش کارآمد صورت‌بندی نگردیده است تا بتواند در مسیر تولید علم، نظریه‌پردازی بومی و همچنین حل ملموس مسائل اجتماعی جامعه، راهگشا و بن‌بست‌شکن باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب

آخرین مقالات